الشيخ المنتظري

644

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« و لا اعتورته فى تنفيذ الامور و تدبير المخلوقين ملالة و لا فترة » ; « اعتورته » از « اعتوار » به معناى عارض شدن است . يعنى در اجرا و تدبير امور مخلوقات ملالت و سستى به او نمىرسد ، اين طور نيست كه تدبير امور جهان هستى او را خسته كند و بر اثر خستگى در او سستى پديد آيد . « بَلْ نَفَذَ فِيهِمْ عِلْمُهُ وَاَحْصَاهُمْ عَدُّهُ ، وَوَسِعَهُمْ عَدْلُهُ ، وَغَمَرَهُمْ فَضْلُهُ ، مَعَ تَقْصِيرِهِمْ عَنْ كُنْهِ مَا هُوَ اَهْلُهُ » ( بلكه علم او در همه مخلوقات جارى است و به آنها احاطه دارد ، و عدالت او آنها را فرا گرفته ، و با كوتاهى آنان در آنچه شايسته مقام اوست فضل و كرمش شامل حال آنها شده . ) « احصاء » به معناى شماره كردن است ، « بل نفذ فيهم علمه و احصاهم عَدّه » يعنى نه اين كه تنفيذ امور مخلوقات او را خسته نمىكند ، بلكه علم خداوند به همه مخلوقات احاطه دارد و در آنها نفوذ كرده است و شماره آنها را نيز دارد . « و وسعهم عدله » و گذشته بر اين كه عدد مخلوقات را مىداند ، عدالت خدا هم شامل آنان خواهد بود ; اين كه ما نمىتوانيم معناى عدالت را در خداوند درك كنيم دليل بر اين نيست كه او به عدالت عمل نكرده باشد ; عدالت خداوند به اين معناست كه هر چيزى در جاى مناسب خود قرار داده شود و به اندازه استعدادش از نعمت هستى بهره مند باشد و به قول شاعر : « جهان چون زلف و خطّ و خال و ابروست * كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست » ( 1 ) وجود سم در دُم عقرب عين عدالت خداست گرچه شما از آن وحشت داريد و از وجود آن سم رنج مىبريد ، شما از تابستان گرم و يا زمستان سرد رنج مىبريد و آن را نگران كننده مىدانيد در صورتى كه وجود هر كدام موجب ادامه حيات بشر روى زمين است و به جاى خويش نيكوست .

--> 1 - گلشن راز